تبليغاتX
عشق من و تو


عشق من و تو

داستان عشق ابدی من وتو

+نوشته شده در ساعت11 PMتوسط شهرزاد | |

 

صدایم کن ُصدایم کن ُصدایت

مرا باخود برد تا بینهایت

برد جایی که اندوهی نباشد

به گوش من نیاید جز نوایت

بدنبال گل روی تو هر دم

شوم پروانه ای آنجا برایت

چو پروانه به دور هستی خویش

که میسوزد چو شمعی او به پایت

توکه شعله شدی بر کاکل عشق

بسوزانم تن و جانم فدایت

+نوشته شده در ساعت3 AMتوسط شهرزاد | |

با تو چه زندگيايي كه تو روياهام نداشتم
تك و تنها بودم اما تو رو تنها نمي‌زاشتم
چه سفرها با تو كردم چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسيدم اما به هواي تو نمردم
حتي من به آرزوهات تو رو آخر مي‌رسوندم
مي‌رسيدي تو من اما آْرزو به دل مي‌موندم
توي گفتن و نگفتن از چه روزايي گذشتم
اينقدر رفتم و رفتم كه هنوزم برنگشتم
هر چي شعر عاشقو‌نست من براي تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مينوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث‌شه
اگه مردم تو بدون چه كسي باعث‌شه

+نوشته شده در ساعت5 PMتوسط شهرزاد | |

مگر درد دوری تورا کسی می تواند بفهمد؟ 

 

مگر کسی می تواند بفهمد نبودنت برایم چه عذابیست؟ 

 

ساعت هایم دقیقه هایم ثانیه هایم بوی تورا گرفته اند 

 

تویی که نیستی وشاید هیچ وقت نباشی 

 

اما رویای بودنت آن قدر شیرین است 

 

که گاهی فراموش می کنم که نیستی 

 

گاهی آن قدر تورا حس می کنم که از یاد می برم که نیستی 

 

باور نمی کنم که تورا نداشته باشم 

 

وای...نمی دانی چه می کشم 

 

وقتی به خود می آیم و می بینم که بودنت رویایی بیش نبود 

 

آن قدر برایم زیادی که به رویایی از تو هم قانعم 

 

اما تا کی می شود فقط با یک رویا زندگی کرد؟ 

 

آخر تک تک لحظه های زندگی واقعیست 

 

نبودنت واقعیست ... تنهاییم واقعیست... و بودنت دروغین 

 

آری به خود دروغ می گویم که می آیی 

اما باشد... می خواهم همیشه یک دروغگو بمانم

 

+نوشته شده در ساعت1 AMتوسط شهرزاد | |