تبليغاتX
عشق من و تو


عشق من و تو

داستان عشق ابدی من وتو

تا ابد در قلبمی
 
اگر عشقی در این زمانه باشد آن عشق تویی!
 
اگر یک با وفا در این دنیا باشد آن با وفا تویی!
 
با بودن تو در قلبم ، این قلب خوشبخت است ....
 
با بودن تو در این دنیا احساس میکنم که عاشقترینم !
 
اگر یک عشق جاودانه در این دنیا باشد ، آن عشق در قلب من است !
 
به تو افتخار میکنم ای عشق ، تویی که مظهر پاکترین عشق روی زمینی!
 
اگر یک عاشق در این دنیا باشد ، آن عاشق واقعی منم  زیرا پاکترین عشق در قلبم
 
است!
 
تو بهترین هدیه از طرف خدا برای منی !
 
اگر این دنیا با آدمهای بی وفایش با قلبم مدارا نکردند ، تو در میان آنها با محبت

 و عشقت
 
 به من زندگی دوباره دادی ای تو که سرچشمه محبت و عشقی!
 
اینک که آمدی در قلبم مطمئن باش که برای همیشه خواهی ماند و حتی

 یک لحظه نیز
 
 پیشمان نخواهی شد که در قلب منی !
 
آنقدر در این قلب عاشقم به تو عشق می ورزم تا با تمام وجود معنای عشق

را در قلبم حس کنی !
 
اگر یک دل دیوانه در این دنیا باشد ، دل من است که دیوانه قلب مهربان تو است!
 
بشکن سکوت عاشقانه را با فریادت !
 
فریاد بزن نام مرا که با رعد صدایت هوای دلم بارانی شود !
 
آنگاه که هوای این دل بارانی شد بیا در زیر بارانش !
 
حس کن گرمی قطره های باران را در قلبم ، که برای تو می بارد !
 
تو مقدس ترین عشق در این دنیایی که برای من و قلبمی!
 
اگر یک با وفا ، یک همدل و همزبان در این دنیا باشد ، تویی که تا ابد در قلبمی!

+نوشته شده در ساعت5 PMتوسط شهرزاد | |

+نوشته شده در ساعت9 PMتوسط شهرزاد | |

براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم
 تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم
براي ديدن تو. آسمونو شکافتم
 ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم
 برا ديدين تو خارا رو سجده کردم
 به جاي چشم ابرا سوختم و گريه کردم
براي ديدن تو پاييز شدم شکستم
 برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
 براي ديدن تو از درياها گذشتم
 دور ضريح عکست شب تا سپيده گشتم
 براي ديدن تو شدم مث پنجره
 اشاره هات محاله از ياد چشمام بره
 براي ديدين تو سوار موجا شدم
 چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم
 براي ديدن تو عمري مسافر شدن
 به اجترام اسمت رفتم و شاعر شدم
 براي ديدن تو خط کشيدم رو تقدير
 نگات مث يه صياد منو کشيد به زنجير
 براي ديدن تو سنگا رو شيدا کردم
 طلسما رو شکستم راها رو پيدا کردم
براي ديدن تو ، تو جنگلا گم شدم
 بازيچه ي نگاه سکت مردم شدم
 براي ديدن تو خيلي چيزا شنيدم
 خيلي کارا رو کردم اما تو رو نديدم
 براي ديدن تو رفتم تو باغ شعرا
 سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نيما
 براي ديدن تو چه دردايي کشيدم
 تبم رسيد به خورشيد ،‌ تموم شدم ، بريدم
 براي ديدن تو از خواب گل و پروندم
 چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم
 براي ديدن تو چه قصه ها که داشتم
 سر و رو شونه ي رنج چه روزا که گذاشتم
براي ديدن تو قامت غصه خم شد
 انگار که قحطي اومد هر چي به جز تو کم شد
 براي ديدن تو نياز نبود بگردم
 تو هر جا با من بودي پس تو رو پيدا کردم

 

+نوشته شده در ساعت4 AMتوسط شهرزاد | |

از عذاب رفتن تو مي سوزم تو اوج غربت..


واسه بودن با تو ندارم يه لحظه فرصت...


اينجا اشک تو چشامو به کسي نشون ندادم..


اگه بشکنه غرورم خم به ابرو نميارم.....


 


وقتي نيستي هر چي غصه ست تو صدامه..


وقتي نيستي هر جي اشکه تو چشامه......


از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از غصه رفتنت ميسوزم


کاشکي بودي و مي ديدي که چي اووردي به روزم


 


حالا عکست تنها يادگار از تو..................


خاطراتت تنها باقي مونده از تو.............


وقتي نيستي ياد تو هر نفس اتيش ميزنه به اين وجودم...................................


کاش از اول نميدونستي من عاشق تو بودم


+نوشته شده در ساعت4 AMتوسط شهرزاد | |

بين چقدر دوستت دارم ، وجودمو برات خونه مي كنم
به دريچه هاي قلبم ميگم هميشه بروت باز بمونند
خلاصه يه طوري خودمو تو دلت جا مي كنم
هر روز صبح كه ميشه وقتي با آواز پرنده ها پا مي شي
موهاتو شونه مي كنم ،
دونه به دونه موهاتو مي بافم با جواهرات ناب آذين مي كنم
اونوقت زانو مي زنم اگه بگي راضي هستي به پات مي افتم
و ساعت ها سجده مي كنم و خدا را شكر مي كنم
وقتي خواستي بيرون بري فرياد مي زنم ،
همه دور شند ، همه كور شند خداي عشق و زيبايي مي آيد
آخه مردم گناه دارند ابروان شما كمان است و مژه هاتون تير
چشمانتان را هر كه ببيند در دم شكار مي شود
وقتي در گلستان قدم مي زنيد!
گل ها چون زيبايي شما را ندارند از خجالت سر به زير مي اندازند
و خورشيد چون نور و تابش شما را ندارد مثل ستاره هاي روز محو مي شود
و من چون دوستتون دارم خاكي مي شوم زير پايتان
پس هميشه به من رحم كن كه بيچاره ام


+نوشته شده در ساعت4 AMتوسط شهرزاد | |