تبليغاتX
عشق من و تو


عشق من و تو

داستان عشق ابدی من وتو

منو حالا نوازش کن که اين فرصت نره از دست ، شايد اين آخرين باره که اين احساس زيبا هست.


حال من دست خودم نيست، ديگه آروم نميگيرم. دلم از کسي گرفته، که ميخوام براش بميرم

+نوشته شده در ساعت5 PMتوسط شهرزاد | |

 

میدونم چشمای رنگی ندارم، صورت خیلی قشنگی ندارم.... میدونم کوچیکه خونم، میدونم.... خیلی بی نام و نشونم میدونم.... میدونم سادست لباسم، عزیزم... واسه تو یه ناشناسم، عزیزم... صدای خوبی ندارم، میدونم... برای عشق تو اما میخونم

 

+نوشته شده در ساعت5 PMتوسط شهرزاد | |

گریه نکن ابر بهار دل من از تو پر تره

حوصله کن،تموم میشه این لحظه های آخره

آخه چه فایده گریه مون وقتی صدایی نداره

گلوله های اشکای ما روگونه جایی نداره

آخه چه فایده وقتی که کسی ما را دوست نداره

حتی گل هم برای ما نـــازوادا در میاره

آخه چه فایده میبینیم دنیای ما رحم نداره

تا که میخواهیم عاشق بشیم اشک ما را در میاره

بغض منم بارونیه اما شهامت نداره

بترکه وقتی میبینه نازش خریدار نداره

یکی دو روزی صبر کن عمر ماهم تموم میشه

همین دوروزدنیای ما اشکمونو را در میاره

فرستنده:شهرام

مرسی از تو:شهرزاد

+نوشته شده در ساعت5 PMتوسط شهرزاد | |

گاهي كه جاري ميشوم در يك لحظه قشنگ
به زيارت آسمان ميروم
به زيارت خوشه هاي سفيد ابر
آويزان چون قنديلي
بر دوش قله ها
عبادتگاهي در نظرم ميايد
كه سعادت و پاكي
از شبنم بامدادي ديوارش فرو مي ريزد
و باد ها
كه گيسوان گندم زار را
به رقص ابدي مي خوانند
چاره اي نيست
كه قشنگ بمانيم
و بره ها را به غروب تابستاني بركه ها ببريم
بعد از تشنگي طولاني
و نوازش سگهاي گله را
با تكه هايي نان و استخوان آغاز كنيم
من در شكوه دشت و آفتاب و آب غرقم
نجات دهنده
چون كولي خوشبختي به مهماني
هرشب من ميايد
جايي براي زندگي و ابديت احساس
جاري در روان تابستاني كوليها
كه در حاشيه خيابان
به زندگي لبخند مي زنند
و بعد از مكثي كوچك كوچ ميكنند


+نوشته شده در ساعت5 PMتوسط شهرزاد | |

سلام دوستان 

 از  کلیه دوستانی که  پیامهای تبریک خود را از طریق ایمیل و فکس بمناسبت تولدم فرستادند

نهایت تشکر را دارم 

و  این عکس ارسالی یکی از دوستان  است که برای قدردانی در اینجا به نمایش میگذارم

با تشکر     

+نوشته شده در ساعت12 PMتوسط شهرزاد | |